ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received:
30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
۱۴۰۲/۴/۱۲، ۰۴:۱۵ عصر
(آخرین ویرایش: ۱۴۰۲/۴/۱۲، ۰۴:۱۹ عصر، توسط nona.)
سحر جان البته متوجه پستت نشدم دقیقا
وای کمک معلومه که خیلی خوبه ولی باز هم تکرار میکنم لطف هست پدر مادرها زحمت بچه های خودشون رو کشیدن به وقتش اگر کمک کنند عالی نکنن هم فدای سرشون
با وعده وعید هم کسی نباید بچه دار بشه اشتباهه جه مالی چه خدماتی هر نوعی.
راجع به شرایط خونه هرکسی هم که بدیهیه همینطوره
اما الان حرفم راحع به هدف گذاری زندگی خود عاطفه با وجود بچه بود.
رخشید ترگل برنگشته هنوز
ملکه مادره
ارسالها: 6,736
موضوعها: 0
تشکر Received:
9,540 in 3,759 posts
تشکر Given: 5,949
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
16,116
وای پائولا حرف دل من زدی
دوران تفکیک اشراف زاده و رعیت و برده و ... سالهاست به پایان رسیده
چه آدمهایی که در این راهها آسیب دیدن و کشته شدن ... تا ماها بتونیم الان درکی از برابری و آزادی داشته باشیم
بنظرم در تاریخ معاصر ایران زنان تاثیرگذار زیادی هست که بخوایم الگو برداری کنیم ....
ارسالها: 1,293
موضوعها: 1
تشکر Received:
2,239 in 609 posts
تشکر Given: 7,655
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
4,973
عاطفه جون اگر کسی بچه رو نگه نمیداره یا سختت هست ببر بذارش م
مهد
بخدا بهتر از من و تو ازشون نگهداری میکنن چهارتا چیزم یاد میگیره حداقل
روابط اجتماعیش خوب میشه فکر کنم ۱۸ ماهه باشه دیگه الان بچت
جای خوب پیدا کن و حتما ببرش.
الان من با خیال اسوده کلاس هامو میرم کارمم داره درست میکنه
والا از مادرمم بهتر نگه میدارنش
درگیری و بحث تو خونه ام دیگه پیش نمیاد مامان من و مامان تو و داستان های چرتی که قبلا داشتیم تکرار بشه
با وجود بچه ام میشه درس خوند و کار خونه انجام داد ولی سخته، تو خودتم یکم سردرگم هستی نمیدونی چی میخوای دقیقا و چطوری انجامش بدی. دنبال بهانه نباش و توقعت از اطرافیان کم کن. خودت باید مدیریت کنی. بچه ام گناهی نداره باید براش اول شرایط خوب مهیا کنی الویت بچه ست. به همه چیزم میرسی نهایت یک سال اینور اونور میشه ولی اخرش انجام میشه برای خودت بزرگش نکن انقدر مسائل رو. هرچند خونه نشینی واقعا ادمو دیوانه میکنه و مخصوصا بچه داری و مسائل بچه
موفقیت هایی که نصیب افراد صبور می شود
همان هایی هستند که توسط افراد عجول رها شده اند
“آلبرت انیشتین”
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• Rose
ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received:
30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
۱۴۰۲/۴/۱۲، ۰۴:۲۵ عصر
(آخرین ویرایش: ۱۴۰۲/۴/۱۲، ۰۴:۲۵ عصر، توسط nona.)
ولی دور از شوخی، واقعا پائولا جان و رخشید جان پستهاتون رو دوست داشتم کاملا درست میگید
ارسالها: 4,550
موضوعها: 0
تشکر Received:
10,841 in 2,956 posts
تشکر Given: 5,609
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
13,403
رز جون چرا زودتر جداش نکردی؟
من یادمه که برای شیر شب و این چیزا هم اصولی پیش رفتی
الان تعجب کردم که چرا تا الان پیشش خوابیدین!
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• Rose، youtab
ارسالها: 6,736
موضوعها: 0
تشکر Received:
9,540 in 3,759 posts
تشکر Given: 5,949
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
16,116
نونا جان شما که نهایت تواضع رو بخرج میدین همیشه
ارسالها: 5,251
موضوعها: 280
تشکر Received:
22,276 in 4,723 posts
تشکر Given: 14,850
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
24,851
(۱۴۰۲/۴/۱۲، ۰۴:۲۵ عصر)Mari90 نوشته است: رز جون چرا زودتر جداش نکردی؟
من یادمه که برای شیر شب و این چیزا هم اصولی پیش رفتی
الان تعجب کردم که چرا تا الان پیشش خوابیدین!
آره، 4 تا 5 ماهگی شیر شب رو گرفتیم و 6 تا 7 هم جا رو جدا کردیم تا 2 سالگیش که مصادف شد با عمل صفرای من... اون دو شبی که بیمارستان بودم با باباش خوابیدن توی اتاق و گفتیم تا من حالم خوب شه هم باهم بخوابن که 1 ماه مدنظرمون شد 1 سال و دیگه نتونستیم جداش کنیم و واقعیت کشش برای تحمل گریه و ایناش رو نداشتیم... بعد از اون هم باز من 1 ساله دارم باهاش می خوابم... ولی واقعا اذیت کننده اس... اصلا شب که صداش درمیاد عین همون روزای اول بهم استرس وارد می کنه...
آزاده نزادیـم کـه آزاد بمیریـم
با گریه بزادیم و به فریاد بمیریم
با جبر و جهالت به جهان پای نهادیم
تا عاقبت از این همه بیداد بمیریم
ارسالها: 5,251
موضوعها: 280
تشکر Received:
22,276 in 4,723 posts
تشکر Given: 14,850
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
24,851
مرسی بچه ها، پیشنهاداتون رو خوندم :* ممنونم از همه تون
آره فرشته ی مهربون برای ما هم خیلی خوبه... ولی فکر کنم چون یه اسکوتره، زیاد دل به کار نمیده... میرم جایزه های کوچیک کوچیک هم براش می خرم که خوشحال بشه...
آزاده نزادیـم کـه آزاد بمیریـم
با گریه بزادیم و به فریاد بمیریم
با جبر و جهالت به جهان پای نهادیم
تا عاقبت از این همه بیداد بمیریم