ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received: 30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
بدک نبستم آلمام جان مرحله گلودرد آبریزش تب و لرز رو رد کردم بنظر فعلا
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• Almam، Targol
ارسالها: 7,835
موضوعها: 7
تشکر Received: 20,184 in 5,383 posts
تشکر Given: 8,760
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
24,667
نونا جون امیدوارم زودتر خوب خوب شی
دخترت بهونه ت رو نمیگیره ؟
چقدر همسرت خوب از پس ش برمیاد
گوش کن! نبض دلم زمزمه اش با تو یکیست ♥︎
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• nona
ارسالها: 4,457
موضوعها: 1
تشکر Received: 9,621 in 3,200 posts
تشکر Given: 3,566
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
13,735
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• nona
ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received: 30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
۱۴۰۲/۱/۱۲، ۰۵:۱۵ عصر
(آخرین ویرایش: ۱۴۰۲/۱/۱۲، ۰۵:۲۵ عصر، توسط nona.)
(۱۴۰۲/۱/۱۲، ۰۲:۴۵ عصر)نسیمه جااان نوشته است: نونا جون امیدوارم زودتر خوب خوب شی
دخترت بهونه ت رو نمیگیره ؟
چقدر همسرت خوب از پس ش برمیاد
نه نسیمه جان فقط وقتی از اتاق میام بیرون میدوه محکم بغلم میکنه و غرغر میکنه کمی اما به محضاینکه باباش مشغولش کنه یادش میره یا وقتایی که باباش برام فذایی چیزی میاره و در اناق وا میشه و من میگم نیا تو و باباشم جلوشو میگیره چند ثانیه غر میزنه و گریه میکنه اما باباش سرگرمش میکنه
نسیمه جان کلا گفتم چه قبل بچه چه بعد بچه مسئولیتهای زندگی بیشتر به دوش همسره، الان من فقط تو اتاقم غذا پختن غذای دخترمو دادن بیرون بردنش رسیدگی به من همش به عهده خودشه
کلا آقایون اگر قرار باشه کاری انجام بدن بنظرم خیلی خوب انجامش میدن
از همون اولم باید تو کارای بچه مشارکتشون داد همسرم از سرکار که میاد کلا شام دادن و تعویض و بیرون بردن رو انجام میده روزای تعطیلم همه تعویضا باهاشه و غذا دادنا
دخترمم با باباش هپی تره گویا اخه گیر بهش نمیده اصرار بیجام نمیکنه من وقتی بیرونم با دخترم حواسم به زمین و اسمون هست مثلا احتمال میدم یهو از بالای یه ساختمونی یه چیزی سقوط کنه یا یهو یه ماشین یا موتور منحرف بشه استرس دارم اما باباش در کمال ارامش بیرون میبردش
صنوبر جان بله برناممون این بود بریم نوشهر رامسر رشت و ازونور برگردیم نوشهر که رسیدم از بس جاده شلوغ بود و همه اومده بودن شمال به همسرم گفتم برگردیم تهران من از هر نوع شلوغی بدم میاد
خوبم شد برگشتیم چون از شبش علایم دخترم شروع شد
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• Almam، Sufii، صنوبر۷۱
ارسالها: 4,989
موضوعها: 27
تشکر Received: 8,188 in 2,973 posts
تشکر Given: 5,966
تاریخ عضویت: مهر ۱۴۰۰
اعتبار:
12,564
نونا جون بله میدونم شوخی کردم، به هر حال ما هم قوم همسریم خخخ
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• nona
ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received: 30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
میدونم شیدا شوخی بود نبود هم چیز خلاف واقعی نبود در مورد موضوع من
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• شیدا
ارسالها: 10,766
موضوعها: 9
تشکر Received: 29,064 in 7,956 posts
تشکر Given: 44,430
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
33,733
نونا جونم خیلی ناراحت شدم برات عزیزم
الان چطوری ؟ گل دختر چطوره؟
 پسر دو ساله من
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• nona
ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received: 30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
ای یوتاب جونم بدک نیستم
دخترمم بنظر بهتره اما دکترش و دکترم گفتند احتمال تغییر سیر بیماری این هفته هست آماده باشیم
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• youtab
ارسالها: 10,766
موضوعها: 9
تشکر Received: 29,064 in 7,956 posts
تشکر Given: 44,430
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
33,733
الهی بگردم
خیلی به خودتون برسین
الهی زوده زود خوب بشین عزیزم
 پسر دو ساله من
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• nona
ارسالها: 8,455
موضوعها: 1
تشکر Received: 30,661 in 6,991 posts
تشکر Given: 20,214
تاریخ عضویت: خرد ۱۴۰۰
اعتبار:
35,278
کاربرانی که از این پست تشکر کردنداربرانی که از این پست تشکر کردند
• youtab
|